پان آرت - نشریه جامعه ی هنری ایرانیان
مجله علمی پژوهشی هنر

صنایع ­دستی ؛تجلی هویت ایرانی (قسمت ۱)

در این نسخه، به مصاحبه با یکی از برجسته ترین اساتید هنر در زمینه صنایع دستی و هنرهای سنتی و معرفی صنایع دستی و دغدغه های موجود در آن اشاره کرده ایم.

0 18

 صنایع ­دستی ؛تجلی هویت ایرانی در هنرهای سنتی

صنایع دستی ؛تجلی هویت ایرانی در هنرهای سنتی، سوژه گفتگو این ماه نشریه پان آرت با استاد مهران هوشیار، یکی از اساتید برجسته در رشته هنر و صنایع ­دستی است.

استاد لطفاً از خودتون بفرمایید که چطور به هنر علاقه مند شدید و در چه سالی فعالیت حرفه ای خود را آغاز کردید؟

مهران هوشیار، اهل شیراز . دانشیار دانشکده هنر دانشگاه سوره هستم.  بعد از اخذ دیپلم به مدت دو سال در رشته پزشکی تحصیل کردم اما از آنجا که از کودکی همیشه به فعالیت های کاردستی به خصوص کار با چوب، علاقه زیادی داشتم، احساس کردم که رشته پزشکی آنطور که باید من را راضی نمی کند و از ادامه تحصیل در این رشته انصراف دادم و به خدمت سربازی فراخوانده شدم.

در طول دوران خدمت برای رشته هنر امتحان دادم و با اینکه بیشتر قصدم قبولی در رشته طراحی صنعتی بود، اما رشته صنایع دستی قبول شدم.

شناخت چندانی از این رشته و صنایع ­دستی نداشتم، اما بعد از ورود به دانشکده هنرهای کاربردی دانشگاه هنر، متوجه شدم که رشته صنایع دستی نه تنها به لحاظ هویت فرهنگی،  تکیه بر پشتوانه های تاریخی ایران، بلکه به لحاظ تنوع تکنیکی و ساختاری، شکلی و هنری که می شود در آن فعالیت کرد، بسیار رشته متنوع، جذاب و پرباری است.

این موضوع سبب شد که همان رشته را در دانشگاه ادامه دهم و بسیار از انتخاب خود خشنود هستم و خدا را شاکرم که همچین فرصتی را (ناخواسته) پیش روی زندگی و سرنوشت من گذاشت.

به لحاظ فعالیت های هنری هم باید بگویم با توجه به این که آشنایی اولیه دانشجویان صنایع دستی در تمام زمینه ها  از جمله: هنرهای چوبی، فلزی، شیشه، سفال و بافت­ها سنتی می­ باشد اما فعالیت در زمینه معرق منبت و بیشتر از آن، کار در رشته سفال و آثار حجمی برای من جذاب­تر بود.

صنایع دستی؛ تجلی هویت ایرانی

در حال حاضر مشغول به چه فعالیت های دیگری هستید ؟

با توجه به مسئولیت و سرپرستی معاونت دانشجویی و فرهنگی که در دانشگاه دارم، تمام وقت و انرژی خودرا در دانشگاه صرف می‌کنم.  هم در زمینه تدریس و هم در زمینه فعالیت های اجرایی و مدیریتی.

 

تا به حال در چه نمایشگاههایی حضور داشتید ؟

 تقریبا در بینال های سفال و سرامیک در هر دوره حضور داشتم. البته اگر خودم در جشنواره ها داور و دبیر نبودم. همچنین چندین سال نیز دبیر هنری بخش سرامیک در جشنواره‌های بین­ المللی هنرهای تجسمی فجر نیز بودم.

لطفاً کمی از دغدغه های رشته صنایع دستی برایمان بگویید؟

رشته صنایع دستی همانطور که عرض کردم رشته‌ای است با پشتوانه تاریخی گسترده و هویت ملی و فرهنگی و بسیار متنوع.

اگرچه هر رشته‌ای تنوع خاص خودش را دارد اما گستره تاریخی که ما در حوزه صنایع دستی داریم به تمدن ما بر می گردد سعی در جا انداختن صنایع دستی ؛تجلی هویت ایرانی برای مردم است ،اما متاسفانه باید بگویم که در سیستم آموزش عالی این رشته، آنطور که باید و شاید این دغدغه مورد تدقیق و توجه قرار نگرفته و بچه هایی که وارد رشته صنایع دستی می شوند بیشتر درگیر تکنیک های این رشته خواهند شد تا دغدغه هویتی، فرهنگی و اینکه اصراری برای فراگیری مبانی این رشته را  داشته باشند.

ما در رشته صنایع دستی ،گرایش های مختلفی داریم از وقتی که رشته هنرهای اسلامی هم به ساختار وزارت علوم اضافه شده ، که آن هم باز یک نوعی از رشته صنایع دستی هست با یک تغییر نام شکلی و بدون تغییر در محتوا یا شیوه­ ی آموزش.

صنایع دستی؛ تجلی هویت ایرانی

گستره های متنوع هنری در رشته صنایع­ دستی:

 گستره های متنوع هنری در رشته صنایع­ دستی و یا هنرهای اسلامی زیر شاخه های متنوع تری را شامل می شود در حال حاضر هم می‌توانم بگویم در رشته صنایع دستی بر اساس آمارهای سازمانی و رسمی نزدیک ۲۸۰ رشته شناخته شده و تخصصی در حوزه صنایع­ دستی و هنرهای سنتی ثبت شده.

اما در دانشگاه­های هنری و در رشته صنایع ­دستی ،هنراسلامی، کتابت و نگارگری در کارگاه های تخصصی،در ورک شاپ­ های فوق برنامه یا آموزش­هایی که در سرفصل وزارت علوم تدوین می‌شود شاید بیش از ۳۰ یا ۴۰ گرایش هنری آموزش داده می­ شود.

 صنایع ­دستی ؛تجلی هویت ایرانی در هنرهای سنتی است و لازم به ذکر است که صنایع دستی لوازمی هستند که قرار است مورد استفاده قرار گرفته و کهنه، پوسیده و غیره شوند.

تصور کنید یک دانشجو در مقطع کارشناسی بخواهد به هر کدام از این موارد سر بزند وقتی به معنی صنایع ­دستی ؛تجلی هویت ایرانی پی ببرد یا به نوعی با ابزار و مواد اولیه اش آشنا بشود کار تمام است.

 به دلیل همین گستردگی ها، دانشگاه ها یک مقدار با این موضوع، تخصصی برخورد می کنند و دانشجوها را با تمایل خود دانشجو و با ویژگی هایی که مربوط به فضای آموزشی و تجهیزات کمک آموزشی، امکانات مدرس و اینجور داستان‌ها هست،به سمت رشته مورد نظر سوق می دهند و بیشتر هر دانشگاهی در یک زمینه فعالیت می کند.

به طور مثال ما در دانشگاه سوره فعلا بیشترین تمرکزمان در حوزه کتابت و نگارگری، چوب و سرامیک است، این در حالی است که ما مجبوریم مطابق سرفصل هایی که از طرف وزارت علوم در اختیارمان قرار گرفته رشته های مربوط به شیشه، فلز و… را هم با بچه ها کار کنیم اما فقط در حد یک آشنایی.

صنایع دستی؛ تجلی هویت ایرانی

با این وجود، می توان گفت که این رشته از حیث درآمدزایی و ایجاد شغل، نسبت به سایر رشته ها می تواند موفق تر عمل کند؟

دقیقا، حسن قضیه اینجاست که وقتی بچه ها درگیر این رشته های تخصصی می شوند، بلافاصله پس از فراغت از تحصیل قابلیت این را دارند که وارد بازار کار شده و به درآمدزایی برسند و حتی دیگران را نیز با فضاهای اجرایی و درآمدزایی خودشان درگیر کرده تا کارآفرین باشند.

این حسن رشته صنایع دستی یک مقداری شاید فراتر از رشته‌های دیگر است به طور مثال اگر رشته سینما یا تئاتر را در نظر بگیرید نیازمند اعتبار و سابقه هست تا شما بخواهید وارد بازار کار بشوید.

یا اگر درگیر بازارکار شدید طبیعتاً با یک گروه بسیار گسترده تر و متخصص تر و وسیع تری در ارتباط هستید و باید در آن گروه ورود کنید حل شوید و بتوانید با آنها کار کنید و یا رشته نقاشی خیلی درونگرا تر است و شما در آتلیه و یا فضای شخصی خودتان فعالیت می کنید، اما رشته صنایع دستی ، هم با هویت تاریخی مرتبط است هم یک پشتوانه فرهنگی و ملی آن را حمایت می­ کند و هم شما درگیر تکنیک ها و ویژگی های شکلی و ساختاری هستید که خودتان آموزش دیده اید و هم با مخاطب عام با جامعه و با مصرف کننده در ارتباط هستید از یک زاویه دیگر بهتر است بگویم ، صنایع دستی هم به هنر، هم به بازار و هم به صنعت وابسته است.

صنایع دستی؛ تجلی هویت ایرانی

یعنی هم بایستی با ویژگی های زیبا شناسی آشنا بوده و به خلاقیت هنری مجهز باشید، هم باید ویژگی های مربوط به اقتصاد، هنر و بازار را بشناسید و هم با ویژگی هایی که مربوط به بحث تکنیکی و صنعتی تولید محصولات است خود را در رقابت با دیگر متخصصان این حوزه قرار دهید.

طراحی صنعتی نیز وارث صنایع دستی: 

این موضوع یک مقدار دانشجویان فارغ التحصیل این رشته را به نوعی با سایر فارغ التحصیلان متفاوت می کند البته فارغ التحصیلان رشته طراحی صنعتی هم به این توان و تنوع تخصص مجهزند ولی نباید فراموش کرد که طراحی صنعتی نیز وارث و از فرزندان صنایع دستی هست.

اینها را خدمتتان عرض کردم که به اهمیت این رشته اشاره کنم و پس از تبیین ضرورت و اهمیت محتوای رشته صنایع دستی به چالش ها و دغدغه های مربوط به آموزش این رشته گریزی زده و اشاره‌ای بکنم تمام اهمیتی که عرض کردم.

بعد تاریخی و مباحث فرهنگی در صنایع دستی:

می طلبد که ما در بحث آموزش با دقت و درایت بیشتری پیش برویم همانطور که در ابتدای گفت‌وگو به آن اشاره کردم بعد تاریخی و مباحث فرهنگی این رشته یکی از ضرورت هایی است که هنرجو تا وقتی که آن اهمیت ساختاری، محتوایی و فرهنگی را درک نکند، ارتباطش با محصول صنایع دستی و یا با فعل هنری خودش در حد یک فعالیت صنعتی است.

ارتباط دانشجو با محصول در حد یک تکنیک یا یک مهارت است اما اگر من بدانم این مهارتی که دارم به خرج می دهم، این فعالیت فنی که دارم بروز میدهم، چه پشتوانه ای دارد و به چه ریشه هایی متصل است، قدرت و اهمیت و ارزش این ریشه ها، باعث می شود که من نسبت به کارم احساس مسئولیت قوی تر و دقت بیشتری داشته باشم .

محصول صنایع دستی ، زمانی که به دست من ساخته می شود از اعتباری برخوردار شود که بتواند آن اهمیت و ارزش را تداوم ببخشد و به مخاطب منتقل کند و باعث حفظ و احیا و حتی ارتقاء اش بشود.

آن وقت بحث های دیگری مانند خلاقیت، ابداع و نوآوری در پس این اهمیت فرهنگی و هویتی به وجود خواهد آمد.

اما متاسفانه در حوزه آموزش عالی شیوه‌ای که امروزه در دانشگاه ها در رشته صنایع دستی تدریس می شود، شیوه الگو برداری شده و کپی برداری شده از نمونه های غیر بومی هست.

تقلید در صنایع دستی :

نمی‌خواهم بگویم غربی و اروپایی اما غیر بومی است الزاما در رشته صنایع دستی ما به یک ساختار کاملاً بومی متناسب با فرهنگ و ساختار و سلیقه و اعتقادات و هویت خودمان نیاز داریم که شاید علت اینکه صنایع دستی ما و هنرهای سنتی ما توانسته سینه به سینه و نسل به نسل، به صورت شفاهی و بومی تا به امروز ادامه پیدا کند، به خاطر آن شیوه سنتی بوده که از پدرانمان به ما رسیده است.

ما الان تقریبا هر سال تعداد بسیار زیادی فارغ التحصیل از رشته صنایع دستی داریم که شاید بشود گفت از دهه شصت که رشته صنایع دستی در دانشگاه ها راه افتاد، نزدیک به ده هزار فارغ التحصیل در این رشته در کل سطح کشور فارغ ­التحصیل شده ­اند، اما این کمیت به اعتقاد من نتوانسته جایگاه ارزشی صنایع دستی را نسبت به آن مقام و منزلتی که باید، در جامعه حفظ بکند و حتی توسعه بدهد.

اتفاقا رشته های دیگر شاید موفق تر بودند، چون ساختاری که برای آموزششان پیش بینی شده با الگوهایی که برای مدرسین در نظر گرفته شده بود که به دانشجو آموزش را منتقل کنند، هماهنگ تر است.

صنایع دستی؛ تجلی هویت ایرانی

ما در رشته های صنایع دستی و هنرهای سنتی مان دقیقا نیاز به شیوه های استاد و شاگردی داریم، به دلیل اینکه مبانی این رشته جدای از مبانی شکلی و مادی که در حوزه مبانی هنرهای تجسمی با آن آشنا هستیم ، مانند آشنایی با عناصر بصری، آشنایی با ویژگی های ترکیب بندی ،کنتراست.

 

عرفان و اخلاقیت در صنایع دستی :

مباحثی مانند سبک شناسی یا ابزار مواد و مصالح، اما در رشته صنایع دستی که هدف ان شناختن صنایع ­دستی ؛تجلی هویت ایرانی به دانشجویان است، غیر از تمام آنها که بخشی از ساختار شکلی این رشته است، یک سری مبانی معنوی هم دارد، یعنی ما یک سری آشنایی با اخلاقیات، اعتقادات درونی و عرفانی، مسائل مرتبط با باورهای مذهبی، انسانیت، اعتقاد به سودمندی برای مخاطب نه فقط به لحاظ مادی که به لحاظ رضایت خاطر و رضایت درونی داریم.

ضعف در نظام آموزشی :

اعتقاد به اهلیت، صفا، صمیمیت و… همه اینها جزء مبانی هنرهای سنتی است و من به عنوان مدرس رشته صنایع ­دستی عرض میکنم که ما در حوزه آموزش عالی، این مباحث را به طور کامل و عملی با دانشجویانمان کار نمی کنیم.

بخشی از این موضوع برمی‌گردد به سرفصل هایی که در این حوزه اصلا دیده نشده و ما برایش تعریفی نداریم، کتابهای مدون شده و تالیفات معتبری نداریم و به طور کلی در این حوزه کار شایسته و هدفمندی انجام نشده است و یک بخشی از آن هم به ویژگی های شخصیتی و هویتی جامعه ای که مسئولیت تربیت این نسل را دارد و به عنوان مخاطب در اختیار دانشگاه قرار می دهد، برمی گردد و آنگاه ما فکر می کنیم که این خروجی که از دانشگاه بیرون می رود فقط محصول تربیت دانشگاهی است.

در حالی که این دانشجو فقط ۴ سال و یا ۸ ترم در اختیار دانشگاه است و فقط ۱۳۰ یا۱۴۰واحد را در این مراکز آموزشی می­گذراند  و از این۱۳۰  یا ۱۴۰ واحد، شاید یک چیزی حدود کمتر از ۶۰ یا ۷۰ واحد آن تخصصی است و  از این مقدار واحد، بیشتر از ۵۰ واحد آن مباحث تکنیکی، فنی و شکلی است .

اما ما با ۱۰ یا ۱۵ واحد بسیار کوتاه که در هر ترم هم ۱۰ جلسه بیشتر نیست، رو به رو هستیم که شما تصور کنید ما قرار است در عرض یک ترم این مباحث را به هنرجو منتقل کنیم، هنرجویی که از همین جامعه ای که اصلا به این مباحث خیلی باور ندارد و از دوره کودکی با آن کار نشده و با این فرهنگ بیگانه است، روبرو هستیم و انتظار تربیت نیرویی متعهد و توانا را داریم.

با این حساب، شما فکر می کنید برای حفظ هویت صنایع دستی چه باید کرد؟

صنایع دستی زمانی می تواند زنده بماند، زمانی می تواند هویت خود را پاسداری و حفظ کند که آن هنرجو عاشقانه این رشته را انتخاب کرده و از کودکی درگیر آن شده باشد ، نه درحجره، نه در کارگاه، نه در آتلیه، نه در کلاس درس، که در خانه و خانواده، زمانی که در دامان پدر و مادرش هست باید با این مفاهیم آشنا بشود.

صنایع ­دستی ، اگر میخواهد زنده بماند، اگر میخواهد در این حوزه تنفسی وجود داشته باشد و ما بتوانیم آن را به عنوان بخشی از هویت فرهنگی، اقلیمی، بومی و اجتماعی مان حفظ کرده و از اعتبارش بهره برده و در سطح بین المللی به آن افتخار کنیم، نیاز به فرهنگ سازی و باور اجتماعی دارد.

این امر نیاز به تربیت و سرمایه گذاری دارد و از همه ی اینها مهمتر نیاز به سرمایه­ گزاری فرهنگی از دوران کودکی و آموزش در مقاطع ابتدایی دارد.

در حال حاضر، طرحی توسط استاد فرشچیان در دانشگاه آزاد اسلامی به نام شیوه استاد، شاگردی در حال تدوین است که البته چالش های زیادی در آن حوزه وجود دارد و هنوز مبانی آموزشی آن، آنطور که باید و شاید تدوین نشده و مدرسین و محقیقی و متخصصینی که هرسال متولی برگزاری این دوره ها هستند، در حال کار کردن روی ساختار شکلی و مبانی آموزشی این شیوه هستند.

صنایع دستی؛ تجلی هویت ایرانی

صنایع دستی تجلی هنر ایرانی

اما به اعتقاد بنده، صنایع ­دستی ؛تجلی هویت ایرانی است و فکر می کنم این کار تا آن فرهنگ سازی که در بخش اول صحبت هایم به آن اشاره کردم رخ ندهد، در یک محیط دانشگاهی و آموزشی، آن هم در محیطی به نام دانشگاه آزاد اسلامی که خودمان معضلات، نیازها، شرایط و قوانینش را میدانیم و می شناسیم، اگر هم اجرایی شود، به آن هدف و نیتی که مد نظر متولیان و خود استاد فرشجیان به عنوان بزرگ و پیشکسوت این حوزه هست بسیار فاصله خواهد داشت، هم به خاطر ساختار اجتماعی، هم به لحاظ ضعف­های سیستمی که این برنامه­ریزی را انجام می­دهد و هم به خاطر مخاطبینی که قرار است از این حوزه فارغ التحصیل بشوند و بتوانند در این حوزه ورود کنند.

اما فرض می کنیم تمام مسائل مربوط به صنایع ­دستی توسط برنامه ریزان فرهنگی یا سیاستگذاران آموزشی ما رفع و رجوع بشود، البته بنده، در تز دوران دکتری ام پیشنهادهای اجرایی در این حوزه داشتم ولی متاسفانه نه توسط وزارت علوم، نه سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، نه وزرات ارشاد و نه هیچ دانشگاهی این موضوع مورد حمایت قرار نگرفت و تدوینی که ما برای پیشنهاد این حوزه دادیم که ترکیبی از نظام استاد، شاگردی و نظام کلاسیک و معاصر بود، اجرایی نشد.

شاید اگر آن ساختار میتوانست آزمایش بشود و به تجربه در بیاید، نواقصش مشخص و آسیب شناسی می شد و می توانست اصلاح شود و به مرور به یک شیوه ی قابل اجرا تبدیل گردد و بعضی از معضلات آموزشی ما را حل کند که به هر صورت این اتفاق میسر نشد.

 

ارسال یک پاسخ